وقتی خبر بارداریشو شنیدم من ناخودآگاه کلی گریه کردم نه بخاطر اون بخاطر خودم که وضع زندگیم انقد خرابه مجردم نه کار نع زندگی اون موقعم پریود بودم خلاصه دست خودم نبود خیلی گریه کردم نمیدونم درک میکنین یا نه
بخدا من راضی نیستم اتفاقی برای کسی بیفته حسرتم برای زندگی خودمه گریه هام برای نرسیدن های خودمه
حس بدی دارم 😔😔😔 الان بچش ناقصه باید سقط کنه بازم ناراحتم
ولی کاش انقد بدبخت نبودم که حسرت همه چیز به دلم باشه و با خبر خوشی ناراحت شم