2789

الان ۱۵,روزه قضیه از این قرارها که من از ددواج دوممه . یه روز که من سر مسأله ای دادگاه بودم براردشوهر م زنگ میزنه به شوهرم میگه زنت کجاست میگه دادگاه میگه مطمعنی شوهرمم میگه آره میگه من الان زنتو تو فلان جا با یه زنده دیدم سوار ماشین مرد غریبه شده تا منو دیدن فرار کردن رفتن شوهرم احمقم باور میکنه میره اون جایی که برادرشوهرم میگه دوربین نگاه میکنن زنه شبی من بوده شوهر کم عقلم میگه آره زن منه که بعدن متوجه میشه من نبودم که زنگ میزنم هرچی دهنم در میاد به برادر شوهرم میگم چرا مطمعن نبودی میگی من بودمو فلان ایشالا سر دختران بیاد الان جاریم زاییده ۱۵روز نرفتم و اینم بگم تو این یک ماه زندگی شوهرم سیا کردم که هر هرزه ای شبیه من بوده قرار نبوده بگه منم

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



اره . اینقدر بدم میاد دخالت میکنن تو زندگی های بقیه .

اخه بگو به تو چه ربطی داره ؟عوض اینکه به داداشت بگی اول از زن داداشت سوال میکردی که ایا واقعا اون بوده یا نه


شفامو میخوام دعا کنید .اگه رفتید زیارتگاه  دعا کنید .  اگه خواستید زیارت عاشورا و دعای توسل یا حتی سوره حمد بخونید اسمم سمیرا . 

نبایدم ازت انتظار داشته باشن که بری

در این دنیا برای کفری کردن آدم های رذلی که می خواهند همه چیز را از آنچه هست برایت سخت تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ چیز دلخور نیستی‼️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792