سلام
قضیه از این قراره که اسفند ۴۰۳از ما ۱۲۰ میلیون ت گرفتن و قرار بود دو روزه برگردونن
ولی کار بانکی به مشکل خورد
۲۰۰ ت برامون وام گرفتن که قسطشم خودمون میدیم
شوهرم به باباش کفت که خودم قسط این ۲۰۰ ت رو میدم به جاش وقتی برنجشون فروش رفت پول بدن به شوهرم(مثلا به جای ۱۲۰ تومن، دویست سیصد بهش بده)
باباشم قبول کرده
اما الان یکسال و سه ماه شد که پول رو ندادن
خدایی اون موقع طلا بود ششمیلیون الان نزدیکه بیست تومنه
یعنی خود پول ما الان همونقدر میشه.
مشکل اینه برنجشون با قیمت خوب فروش نرفت و تو انباره
کلی به شوهرم گفتم که بهشون بگه پس کی پولمونو میدن
که دو بار به فاصله دو هفته به مامانش گفت
که اخرین بار حدود دو هفته پیش بود
دیگه این سری خودم باید مستقیم بگم که سرسری نگیرن
ولی مشکل اینه دلم نمیخواد بی حرمتی بشه
با چه ادبیاتی بگم ناراحتی پیش نیاد
فکر کنم تا خودم نگم کار پیش نره
چجوری بگم هم محکم باشه و شل نباشه
هم ناراحتی نشه
تو ذهنم بود تاریخ تعیین کنم مثلا بگم تا اخر ماه
ولی خودتون نظر بدین
خب ادم وقتی بدهکاره برنجشو یکم قیمت پایین تر بفروشه
نمیشه منتظر طمع اونا باشیم