ببین دو سال بعدش روز دختر بود . اون موقع من 24پنج سال بود. رفتن برای خواهرم کادو گرفتن. خواهرم دو سال از من کوچکتر بود. فقط واسه اون گرفتن. یا تولدها فقط تولد خواهرم
خواهرم هیچی نداده بود بهشون.
بعد تازه من اینقد خر بودم سال بعدش دخترش دنیا اومد ی گوشواره دادم بهشون.
میدونی من برای اون پوله خیلی زحمت کشیده بود ک دادمش طلا دادم این. ارزششو نداشت طی این سالها ثابت کرد.