2789

تولد دخترم بود یه شومیز سفید پوشیده بودم با از این سارافون بلند که بند دارن بدون دستن و قسکت سینش هم کوچیکه

سبزش رو از روی شومیز سفید پوشیده بودم

خودمم سبزم و شیر میدم سینه هام بزرگه

حس میکنم خیلی زشت بودم همش نگام میکرد با حالت مسخره و خوشحالی و خنده طوریکه باهاش حرف میزدم میخواستم جوابشو بدم داشت تشکر میکرد

روم نمیشد تو چشماش نگاه کنم

صدرصد خیلی زشت بودم الان چقدر پیش همه مسخرم کنه پیش خودش مسخرم کنه

خودم سبزم چرا باید شومیز سفید بپوشم

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



حساس نشو

تولد دخملت هم مبارک باشه

انشاله ۱۲۱ ساله بشه زیر سایه پدر و مادر

اضطراب و افسردگی ، مشاوره و راهنمایی تحصیلی و خانوادگی و جنسی و....پنیر مفت فقط در تله موش پیدا میشه

عزیزم انقد بهش فکر نکن از نظر خودت اون لحطه این تیپت قشنگ بوده که پوشیدی ذهنتو الکی درگیر نکن

 لطفا برای شادی روح داداشم فاتحه بخونید ممنون😔💔 💚🌱وقتی فهمیدم آدم ها فقط بر اساس سطح درک خودشون همه چیز رو می‌بینن از توضیح دادن براشون دست کشیدم🙃 یه آدمایی پشت بند یه اتفاق تلخ برق چشمهاشون برای همیشه خاموش میشه.مثل از دست دادن یه عزیز یا جداشدن شدن از کسی که عمیقا دوستش داشتن. دیگه هیچوقت از ته دل نمیخندن.قشنگ میشه دید تو چهرشون که چشماشون برق نداره‌...این اتفاق از زندگیتون دور... برگرفته از امضای کاربر مبارک۱۳۷۸

شوهر خواهر شوهر منم همین بود بعد پیشنهاد دوستی داد مرتیکه لا شی حواست باشه دیگه اصلا توجه نکن بهش

کابری خیلی قدیمی ام قبلی رو خودم ترکوندم که شناسایی نشم فک نکنید تازه عضو شدم با تشکر😁
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792