از کنار ادما بودن
از تو جمع بودن و شلوغی
همیشه اون احساس موذب بودن همراهمه
اون احساسی که بقیه جوری که باید باهام رفتار نمیکنن
نمیتونم گرم و صمیمی برخورد کنم
میدونم درون گرام ولی از اعتماد بنفسمم هست نه؟
اخه دیگه کی تو این دوره و زمونه خجالتیه
واقعا بیزارم از حس خجالتم
من هر به مشکلم که دقیق میشم و ریشه یابی میکنم تهش میرسه به قدم!!
کاش منم ذره ای اعتماد بنفس داشتم
نمیدونم دیگه کی قراره خودمو بپذیرم با جسمم کنار بیام
کی میتونم وسواس ظاهریمو بزارم کنار
بدون آرایش بیرون برم ، برام مهم نباشه کفشی که پوشیدم چند سانت پاشنه داره
یه وقتایی شده تو موقعیتای خیلی مهم که عجله میطلبیده
من موندم و با سرعت ارایش کردم،
چندتا لباس هی عوض کردم
و در نهایت به هرکدومشون که کمتر حس بدی داشتم پوشیدمش و با ظاهر ناراضی رفتم
بهتون گفته بودم فقط کفش پاشنه تخت میپوشم؟؟
۹ ماه پیش یه کفش گرفتم و حتی تو خونه هم نمیپوشمش چون حس میکنم پاشنه داره بارها و بارها تو خونه پوشیدمش تا مطمعن شم قدمو بلندتر میکنه
بعدشم دیگه هیچ وقت نپوشیدمش
اطرافیان، بقیه یا حتی شما میگید دغدغه ات بی اهمیته
ولی خودمم از این بابت دارم اذیت میشم
شده یه وقتایی با اجبار کامل تو جمع راه رفتم
و بابت سانت به سانت قد و هیکلم خجالت کشیدم
نگاه بقیه رو خودم میبینم بهم میریزم
باخودم میگم ینی داشت چ فکری میکرد
چیو داشت میدید
حتما دستای کشیده ام توجهشو گرفته و.....
.............