یه ست گردنبد و گوشوار خیلی خوشگل داشتم و میخواستم واسه خونه خریدنمون بفروشم
به آقای طلا فروشه گفتم خیییلی دوسشون دارما .... ولی مجبورم بفروشم
یه هو آقاهه ۲۰ سانت طلاهامو روی میز هل داد عقب،به سمتم ، گفت خانم نمیخرم .... چیزی که دلت دنبالشه نفروش....
یه هو تو دلم گفتم وای اگه نخره.... خونه به اون خوبی از دست میدیم ....گفتم نههه..... دل بُریدم .... شما بخرید لطفا
گفت حتما میخوایید چیز بهتری بخری ک قصد فروشش داری انشالله بهتر و قشنگترش میخرید ... راستم گفت الان اون خونه ۱۳ میلیارده .... طلاهامم بیشتر از اون موقعست
خواستم بگم تجربمو.... تو این دنیایی ک کسی ۵۰۰ هزار تومانم بهت قرض نمیده اشکال نداره طلات بفروشی
بعدش رفتم یه گوشوار بدل آبشاری خریدم کامل توی گوشم بود و الان طلای آبشاری که خرید تا روی شونمه....
خوب ببین چی میدی ک چی بدست بیاری ... اون موقع از ته دل کارتو بکن