2789

دلم خیلی گرفته

باردارم اخرای بارداری هستم ماه هشتم

خیلی بارداری سختی داشتم همش استفراغ

همسرم ای کاش یه بار بعد از استفراغ سمتم میومد یا یه نوازشی میکرد هیچی تازه غر هم میزد

خیلی حرف هست بزنم نمیدونم چکار کنم

خستم دوس دارم جدا شم

من از همسرم محبت میخوام ولی دریغ میکنه

هر چی بهش میگم انگار نه انگار



از اوایل بارداریم چیزایی که ازش دیدم هیچ وقت ندیده بودم


قبلا دوس نداشت ازش دور باشم

الان راحت بهم میگه برو خونه مامانت



نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



نباید نشون بدی نیاز داری

بگی تمامه حالا اون طاقچه بالا میزاره

متاسفانه این مدلین

رفتم شکارچی هستن و کسب ک تو دست نمیاد رو دوست دارن بدست بیارن شما که علنن رفتی سراغش لذت نمیدونه توجه کردن

نمیگم خوبه ها ذات مردا رو میگم این مدلین

ب. عکس دور شو شاد باش و هی با پا پس بزن ببین چطور میاد میگه چی میخایی

نباید نشون بدی نیاز داریبگی تمامه حالا اون طاقچه بالا میزاره متاسفانه این مدلین رفتم شکارچی هستن و ک ...

اره منم حدس میزنم خستم هییییچ وقت نمیتونم مثل قبل دوسش داشته باشم به گند کشید دوران بارداری منو

اره منم حدس میزنم خستم هییییچ وقت نمیتونم مثل قبل دوسش داشته باشم به گند کشید دوران بارداری منو

الان چون بارداری توان نداری

برا همین ب خودت بگو بی خیال بمونه بعد

منم همینم الان باردارم دل نازک تر شدم دوست دارم محبت کنه ولی خب اونا نمیدونن درون ما رو


الان چون بارداری توان نداری برا همین ب خودت بگو بی خیال بمونه بعد منم همینم الان باردارم دل نازک تر ...

اخی من همس گریه میکنم هر کی جام بود همین بود خدا لعنتم کنه که زنش شدم

خیلی دلم گرفته مثل حیوون شده غلطی کردم باردار سدم

الهی بگردم،وضو بگیر صلوات بفرست اروم شی،از خدا بخواه این روزا برای هر دوتون راحت بگذره، منم تازه زایمان کردم، بارداریم سخت بود میفهممت😔ولی شوهر بشدت ریلکسی دارم، هر چی از حال بدم میگفتم میگفت طبیعیه و سر یه موضوعی تو حاملگی به طلاق و مستقل شدن فکر میکردم، تو اون تایم رفتم کلاس رنگ مو که بعدا جدا شم، حاملگی راحت نیست، شرایط هورمونی و اینا ادمو خسته میکنه.... الان کتارمون خوابیده، با همه خستگیا براش ذوق میکنم،خدارو شکر میکنم، میخوام بگم میگذره، دلتو به خدا خوش کن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792