من بابام سن حساسی بودم مشکل عصبی گرفت البته اتفاقات خیلی بدیم افتاد براش یکیش این بود بخاطر اینکه نمیخواست پول حروم بخوره میخواستن بکشنش و باعث شد رفتارای خیلی بدی اونموقع باهام داشته باشه و منم کینه اون رفتارا باهام بود تا دو سه سالی میشه خیلییی بهتر شدم سعی کردم رفتارای درستشو ببینم الان ۳ هفتس که از هم دوریم ظهر میخواستم برم سونو زنگ زد حالمو پرسید الانم زنگ زد بهم حالمو پرسید بعد آخرش گفت چیزی نیاز نداری دخترم پیل پَری چیزی🥹
(پول توجیبی منظورش بود)و گفتم زیاد نمیخوام من که جایی نمیرم گفت ۵۰۰ بزنم یا ۷۰۰ گفتم هر کدوم خودت میزنی گفت چشم
از من به شما نصیحت اگر باباهاتون رفتار بدی دارن باهاتون بسنجید شاید مشکلی دارن که سر شما خالی میکنن پدر یا مادر هیچ وقت بدی بچش رو نمیخواد حقیقتا پشیمونم از اینکه موقع ناراحتی کلی حرف سنگین بهش میزدم