دوستان،همون پسری که قبلا گفتم خیلی پیگیرمه و منم مدام ردش میکنم دیشب حالم خیلی بد بود.از ترس و استرس کلافه شده بودم و احساس میکردم دارم دیوونه میشم.برای اینکه حواسم از اون همه فکر و خیال پرت بشه بعد از مدت ها جواب پیامش رو دادم.اول حالم رو پرسید.گفتم اصلا خوب نیستم.گفت اگه دوست داری تلفنی صحبت کنیم.منم قبول کردم.چند دقیقه ای حرف زدیم و کم کم شروع کردم همه چیز رو براش تعریف کردن.از اتفاقاتی که این مدت افتاده بود،از حرف های اون آدم ها،از ترس هایی که وارد زندگیم شده بود و از وضعیت روحی ای که روز به روز بدتر میشد.بعد از اینکه حرف هام تموم شد گفت آروشا من یه رفیق صمیمی دارم که قبلا چشم سومش رو باز کرده.البته چون اون موقع چیزی از این مسائل نمیدونست خیلی اذیت میشد.حتی میگفت یه مدت به خاطر چیزهایی که میدید و تجربه میکرد براش دردسرهای زیادی پیش اومده.الان هم به گفتهٔ خودش موکل داره.اگه بخوای شمارتو بهش میدم باهاش صحبت کنی.منم که هم ترسیده بودم و هم کنجکاو شده بودم گفتم باشه بده.امشب با اون آقا صحبت کردم.اولین چیزی که بهش گفتم این بود که منم دوست دارم چشم سومم باز بشه.اما برخلاف چیزی که انتظار داشتم گفت تو هیچی از این مسائل نمیدونی.خودتو نابود میکنی.گفتم چرا اینو میگی؟من چندین ساله دربارهٔ چشم سوم،چاکرا و این چیزا تحقیق کردم.گفت تحقیق کردن با وارد شدن به این مسیر فرق داره.وقتی یه نفر بدون آگاهی کامل وارد این مسائل بشه مخصوصا اگه مراقب اعمال و رفتارش نباشه ممکنه آسیب ببینه.اگه چشم سوم ناخواسته باز بشه و طرف نماز نخونه،مشروب بخوره یا کارهای نادرست انجام بده موجوداتی سمتش میان که زندگیشو به هم میریزن.راستش حرف هاش کم کم داشت منو میترسوند.بعد چند لحظه سکوت کرد.اونقدر طولانی که فکر کردم تماس قطع شده.خواستم چیزی بگم که یهو آه عمیقی کشید و گفت یه چیزی هست که باید بدونی.قلبم تندتر زد.گفتم چیشده؟گفت یه حضور مردانه کنار تو حس میکنم.گفتم چی؟!گفت یه سؤال ازت میپرسم.تا حالا شده تو خواب ارضا بشی؟گفتم آره.چند بار پیش اومده.تو خواب هم دقیقا همون حس لذت رو داشتم و بعدش بیدار شدم.گفت تا حالا خواب بچه دیدی؟گفتم آره.حتی چند بار.پرسید چه خوابی؟گفتم یه بار خواب دیدم حامله ام.یه بار خواب دیدم یه نوزاد پسر بغل کردم و دارم بهش شیر میدم.یه بار دیگه هم خواب دیدم بغلش کردم و میبوسمش.بعد گفت خواب عروسی چی؟تا حالا خواب ندیدی لباس عروس تنت باشه یا توی جشن عروسی باشی؟گفتم نه یادم نمیاد.گفت مطمئنم یه زمانی دیدی فقط یادت نیست.بعد یه حرفی زد که واقعا شوکه شدم.گفت نمیدونم اینو بهت بگم یا نگم.گفتم توروخدا بگو.گفت تو جن عاشق داری حتی ازش بچه هم داری.گفتم چی داری میگی؟!اما انگار کاملا مطمئن بود.ادامه داد اون هر یک یا دو ماه یک بار سراغت میاد.خیلی از مشکلات زندگیت هم به خاطر همینه.برای همین هر رابطه ای که واردش میشی آخرش به جدایی ختم میشه.گفتم یعنی منظورت اینه که نمیذارن رابطه هام دوام بیاره؟گفت دقیقا.بعد شروع کرد به ربط دادن خیلی از مشکلات جسمی و روحی من به همین موضوع.گفت برای همینه که همیشه خسته ای.برای همینه که مدام بدن درد داری،پادرد داری،بیحوصله ای و انرژی نداری.بعد با لحن جدی گفت دختر از این چیزا فاصله بگیر.وارد این مسیر نشو.دلت میخواد برای خودت یه لشکر درست کنی؟دوست داری دوباره حاملت کنه؟واقعا نمیدونستم باید چی بگم.بعد گفت اون آقایی که میگه چشم سومش بازه رو هم از زندگیت حذف کن.پرسیدم چرا؟گفت چون داره از انرژی تو استفاده میکنه.اون چیزایی که میبینی و اون ترس هایی که تجربه میکنی فقط بخاطر ارتباط با اونه.در آخر هم شروع کرد به توصیه کردن.گفت چهل روز نمازتو مرتب بخون.حتی یه روز هم جا نندازیا چون در اون صورت باید دوباره از روز اول شروع کنی.بعد گفت حرز امام جواد همراهت داشته باش.و در آخر گفت هر روز ۳۶۰ بار دعای یونسیه رو بخون.الان هم بیشتر از قبل گیج شدم.چند روز قبل یه نفر میگفت طلسم شدی.یکی دیگه میگفت انرژی های ماوراییت زیاد شده.یکی از جن و موکل حرف میزد.یکی از چاکرا و چشم سوم.حالا هم این یکی میگفت جن عاشق داری حتی ازش بچه داری!واقعا نمیدونم باید حرف کدومشونو باور کنم.فقط میدونم که هرچی بیشتر وارد این ماجراها میشم بیشتر از قبل میترسم و آرامش روانیم کمتر میشه😭!
چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂
طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرشهای معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرشها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحتتر تونستم انتخاب کنم.
سرچ کن آپارات استاد کاوه یا یوتیوب خیلی بهتره برو دوتا از فیلمای استاد کاوه رو ببین خیلی تو لایو ازش سوال میپرسن و تجربه های تو رو دارن ارزششو داره وقت بزاری من خودم خیلی قبولش دارم در ضمن ارتباطتو با امام زمان قوی تر کن نتیجه شو میبینی تو دوره آخر الزمان کلید حل همه ی مشکلات فقط به دست امام زمانه شک نکن منو به شخصه امام زمان نجات داد منم خیلی کنجکاوی میکردم و.. بماند