نه از تعریف کردنش نابود میشم اللخصوص الان که روز اول پریودمم هست ای کاش روزی دیگه این سوال رو میپرسیدی
ولی منم خیلی فرقی با شما نداشتم کلا ۲۰ روز نامزد بودیم
پسره بشدت شکاک و بدبین و خانواده ای داشت که حرفشو زیر نظر نمیگرفتن و میخواستن ردش کنی یا جورایی
و عروس رو مثل برده میدونستن
۲۰ روز بود ولی ۲۰ سال پیر شدم چقدر توهین چقدر تحقیر چقدر جمله هایی که در حقم نبود چقدر روزای خوبی رو تو ذهنم راجب خودم رقم زده بودم چقدر خوشبین بودم همه برعکس شد
انگار زندگی باهام چپ شده بود
هیچ طوره هم درست نمیشد
و جالبه انگار اب دعا داده بودن به خانوادم
خانوادم همش میگفتن نه نه نه
یه روز بابام اومد خونه و فقط میگفت بایدددددد این وصلت سر بگیره من تا ۱۸ رروز اول حمایت خانوادمو نداشتم ولی
اصلا یطوری شده بودن انگار پدر و مادر من
پدر و مادر اون بودن خیلی عذاب کشیدم
و من هممممممش گریه میکردم خون گریه میکردم