منو نامزدم دانشجوییم .. درآمد هیچی نداریم اون تا دو سال دبگ هیچ درآمدی ندارع....مراسم نامزدی نگرفتیم عقد هم نکردیم .. صرفا بین خونواده هاس این مسئله و من بله گفتم..
قرار بود شهریور عقد کنیم .. و امشب بهش میکفتم راجع ب مراسم نامزدی و عقد ک میخام چجوری باشه و زودتر بهم بگو تاریخش رو ک تایم ارایشگاهم رو فیکس کنم چون شهریور شلوغه .. گفتش ک حالا چ فرقی میکنه شهریور یا عید.. گفتم ینی چی ما ی ساله دوستیم و خونوادت هم اومدن خواستگاری قرار شد شهریور عقد کنیم جون بابام بدش میاد نامزد بمونیم و کلن رسم نداریم.. عقد کنیم میتونه بیاد خونمون اینطوری نه.. بعد میگه چرا درکم نمیکنی .. شزایط اقتصادی رو اگ مراسم عقد بگیره حداقل ۶۰۰ ۷۰۰ هزینه باید کنه.. شهرستانیم.. بعد نامزدم تازه تو کسب و کار بابام شریک شده گف بخاطر تو ک میخام درآمد داشته باشم تا وقتی درسم تموم میشه.. ۲ میلیارد جور کرده ی مقدار خودش داشته ی میلیارد هم قرض و وام هس.. ک باید از درآمد اون کار ماهی صد تومن بدهی رو بده.. میگ من یک میلیارد رو گذاشتم رو اون کار و اختمالا نتونم شهریور مراسم بگیرم میمونه بر عید.. باباشم تازه کلن خونشون رو کوبیده از نو ساخته چون ک میخاد مارو دعوت کنه خونشون خوشگل باشه .. خیلی مسخره س مراسم ما واحب تر بود از اون کارا.. واقن برام مهم نیس ک همه وسایلشون رو نو کردن ک عروس میخان ببرن.. مهم مراسمم بود ک زودتر راحت شیم از این وضع بلاتکلیفی ..
الان خیلی ناراحتم من همه چیمو انتخاب کرده بودم برا نامزدی.. بعدشم جلو خونوادم زشته یهو بیاد بگه شهریور نمیتونم .. چیکار کنم نمیتونم ناراحت نباشم
شرایط اقتصادی خرابه فعلن ولی نامزدم دندون میخونه بعدن اوکی میشه(گفتم چون نگید چرا اصن زنش شدی وقتی نداره)