خسروپناه ، کنکوری به ره دید و گریبانش گرفت
کنکوری گفت : ای خسرو این پیراهن است افسار نیست
گفت : کنکوری زان سبب افتان و خیزان میروی ؟
گفت : جرم کنکوری بودن نیست قانون تو هموار نیست
گفت : می باید تو را تا حوزه امتحانی برم
گفت : رو بعدا بیا حوزه ای در کار نیست
گفت : دو میلیون پول ترمیم بده و خود را وارهان
گفت : کار کنکور کار درهم و دینار نیست
گفت: از بهر غرامت یازدهم را در پاچه ات کنم
گفت : خود پوسیده ام پاچه ام ،جز باد و هوار نیست
گفت : باید حد زند خسرو بچه کنکور را
گفت : خسرو را بیار اینجا خسرویی در کار نیست!!!