من از ساعت ۴ ظهر با مامانم خرید جهاز بودم بازار تا ساعت ۱۰
نامزدم زنگ زد گفت هروقت کارت تموم شد بگو بریم بیرون
منم ساعت ۱۰ زنگ زدم گفتم بیا منو از فلان جا بردار بریم بیرون
اومد سوار ماشین شدم دیدم داره میره سمت خونه خودشون
گفتم کجا میری
گفت خونه خودمون میرم حموم از سرکار اومدم دنبالت
گفتم من تو ماشین میشینم تو برو حموم بیا
گفت چرا؟
گفتم چون که
آقا بهش برخورده من چرا گفتم تو ماشین میشینم
من اصلا حالم خوب نبود برم خونشون
عفونت واژن گرفتم نمیتونم درست درمون راه برم همش خارش میگیرم روم نمیشد برم خونشون باید همش خودمو جمع میکردم که خارش نگیرم
الانم قهر کرده
من بهش نگفتم چرا نمیام خونتون
خسته شدم دیگه