2789

تمام تلاشش رو کرد برای شغلی که راه انداخته بود زودتر بیاد جلو یهو همه چی بهم خورد مجبور شد حتی ماشینش رو هم بفروشه کلی بدهی داشت تنهایی بدون کمک پدرش پس داد درگیر کاراش شد ماشین پدرش دستش بود این مدت خانوادش تمام این مدت کلی سرکوفت بهش زدن امروز من هر چی زنگ زدم بهش جواب نداد نگران شدم تازه زنگ زد گفت بحثم شده امروز باهاشون نشستن جلو عالم و آدم گفتن پسرمون آدم بی عرضه ای هست هر کی از راه میرسه تیکه میندازه گفتم چکارتون کردم یا چیکار باهاتون دارم که دست از سرم برنمیبرنمیدارین مامان بابام طبق معمول خودشونو زدن به غش و ضعف پاشدم اومدم محل کارم یهو داداشم اومده شروع کرده چرت و پرت گفتن و داد و هوار توی محیط کارم و کارکنا با تعجب نگاه میکردن و آخرشم کلی حرف بارم کرده گفته عرضه نداشتی و ...وگرنه کارایی ک برای من کردن برا تو هم میکردن💔🥲و کلید ماشینو گرفته رفته گفته غلط میکنی برگردی اون خونه بچه ای ب اسم تو توی اون خونه ن بوده و ن هست

متوجه شدم حالش خیلیییی خرابه و گفت الان دیگه کسی رو جز تو ندارم کسی جز تو نمیفهمه این چند سال چقدر سختی کشیدم

چطور میشه که یه پدر و مادر بین دو تا پسرشون فرق بذارن؟

از وقتی یادم میاد تمام تلاشا برای پسر بزرگشون بوده

و نوبت این ک رسیده گفتن خودت تلاش کن ما که کمک نمیکنیم


حالم بد بود خیلی بدتر شدم نمیدونم چکار کنم چطور درکش کنم چطور بهش بگم میفهممت چطور براش جبران کنم خوبیایی که در حقم کرده......


شما باشین چ کاری میکنید چ حرفی میزنید ک درست باشه

هیچی نتونستم بهش بگم....💔

امیدوارم برنده بشی توی اون جنگی که به هیچکس دربارش نمیگی

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



فقط کنارش باش پشتش باش همینم خیلیه

وقتی مامانم بیناییشو از دست داد مامانم سر جریاناتی میگفت من نه از پول بابات برای عملم خرج میکنم نه باهاش تا شیراز برای عمل میام

همین که بهش گفتم میتونی بیایی با تمام مشکلاتی که داشت نه نگفت

هیچ وقت این محبتشو یادم نمیره برای همین نمیخوام تنهاش بذارم....

امیدوارم برنده بشی توی اون جنگی که به هیچکس دربارش نمیگی

[QUOTE=414696122]بمون کنارش فقط همین[/

سلام من یه خواستگار داشتم قد۱۸۵ خوشتیپ خانواده دار خواهر نداشت وصع متوسط تحصیلکرده کارمند خیلی خیلی عاشقم بود و هس و خیلی دست و دلباز تو ی دیت ۳۰هزینه کرد ولی ی مشکل داست اروم و کم حرف ک خودش میگف اوایلش اینجورم تا حالا دیت نرفتم

ولی من چون پر جنب وجوش بودم با تصمیم خودم و خانواده مجواب منفی دادم حتی نه گفتم اشک و تو چشاش دیدم

و هی پیام داد منم بهش ...و بلاک

بنطرتون کارمون درست بوده؟؟؟کجاش استباه بود


خیلی سخته منم همین بودم البته من دخترم.همه کارارو برای داداش بزرگم کردن و همیشه اونو حمایت کردن الان شوهرتو درک میکنم.کنارش باش پیشش باش سرزنشش نکن این روزا هم میگذره فقط بذار خانوادش رو بشناسه.تو حالت بود کار کن و کمکش کن

[QUOTE=414696122]بمون کنارش فقط همین[/سلام من یه خواستگار داشتم قد۱۸۵ خوشتیپ خانواده دار خواهر نداشت ...

غلط بود

اونجاش ک فکر کردی تا آخرش اون آدم ساکت میمونه و اونجا ک فکر کردی تو همیشه پرجنب و جوش میمونی

همینکه پشتشو به تو گرم کرده پشتشو خالی نکنی کافیه

خیلی حالم بده کاش این همه اتفاق بد باهم نمیافتاد

همین ۲ ساعت پیش باز داروهای اعصابمو شروع کردم و رفتم از داروخانه گرفتم همه چی با هم دست به دست هم داده ک ما حالمون خوب نباشه

امیدوارم برنده بشی توی اون جنگی که به هیچکس دربارش نمیگی

خیلی سخته منم همین بودم البته من دخترم.همه کارارو برای داداش بزرگم کردن و همیشه اونو حمایت کردن الان ...

خیلی ناراحتم نمیدونی چه حالی دارم😔

این مدت بحث داشتیم فهمیدم حق داشته هر چی گفته و هر کسی جای اون بود نمیتونست حالش خوب باشه

از همون اول همیشه میگفت من باید جون میکندم داداشم تا چشماشو باز کرد دید خونه ماشین شغل و زن در اختیارشه....

امیدوارم برنده بشی توی اون جنگی که به هیچکس دربارش نمیگی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792