ای کاش هیچوقت وجود نداشتم امشب مراسم عقد خواهرم بود بخاطر روابط اجتماعی و.. که دارم حتی نرفتم وسط باهاش باشم
خیلی از خودم بدم میاد از دوستاش ازش دور نرم
واقعا توی ماشین میگفتم من چرا اصلا وجود دارم وقتی هیچی نیستم
دلم میخواد تغییر کنم اگه نکنم پس دلم میخواد هیچوقت نباشم
اینو جدی میگم خسته شدم
نمی دونم چی میتونه توی این وضعیت کمکم کنه