داداشم ۲۳ سالشه پسر خیلی خوبیه واقعا از همه نظر
۱۸ سالش که شد دیپلمشو که گرفت مستقیم رفت سربازی
وقتی از سربازی برگشت فکر میکرد الان خانواده کمکش میکنن یه مغازه ای چیزی باز میکنه کار میکنه برای خودش
چون که بابام به شدت پولداره یعنی وضعیت مالی پدرم اینا توپه
ولی گفتن بهش یه ریالم بهت نمیدیم(بیشتر از سر لج اینکه پا فشاری کرده بود داداشم گفت درس نمیخونم)
بنده خدا داداشم رفت داخل شرکت کار کرد با اینکه بهش میگفتم نرو وظیفشونه خرجتو بدن گفت خوشم نمیاد گردنشون باشم
حتی جدیدا هم بابام یه جورایی هست که انگار داداشم اضافیه از همه نظر تو حرفاش و صحبتاش معلومه
یعنی یه جا خواب و غذا برای پسری که ۲۳ سالشه براشون زیاده
وضعشونم که گفتم بهتون خوبه
داداشم که دیگه کلافه شده میگه بقران نمیدونم چیکار کنم از دستشون
داداشم بکوب کار میکنه فداش شم دلم براش میسوزه برای ماشین کم داشت بخره حتی نمیان یه مقداری پول
بهش بدن ماشینشو اوکی کنه بره اسنپ کار کنه میگه از دست شرکت خسته شدم
هر سه ماه استرس واسه اینکه واسه بیمه نندازنش بیرون
منم چند باری بحث کردم با پدر مادرم که کم اذیت این پسر بکنین ولی انگار نه انگار (پدرم بیشتر) مادرم کاملا بی اختیاره تو این مسائل
با اینکه پدرم توانایی مالی اینو داره بهترین ماشینو زیر پاهاش بندازه جدی میگم کلا تو کل فامیلایی که ما داریم کم کم پدر مادر یه ماشین ساده میندازن زیر پای پسر
حالا بماند که بعضیا چند طبقه خونه میسازن
دارم حداقالا رو میگم
بنظرتون چیکار کنم؟؟ کاری از دستم بر میاد؟؟ بحث کردن فایده داره ؟؟