منو ب بهونه جشن عقد کنان رفیقش کشوند وسط فک کردم سوپرایزه اما خبری نشد😂بعد چیزه.. خیلی مست کرده بود حالیش نمیشد چی میگفت بعد تو ماشین یکم خولبید بعد بیدارش کردم یکم غر زدم ک این چ وضعه من خوشم نمیاد هم فراموش کاری هم زیاد مست میکنی خوب نیست برات همه چیزم یادت میره.. بعدش گفتم اصلا میدونی دو سه روز دیگه.... گفت اره میدونم بعد لبخند زد
حالا خوبه هنوز تولدم نرسیده دلرم خودمو میکشم😐😂بعدش مدقه خدافسی گفتم اخر هقتع میای؟ گفت ساید فردا اومدم
ینی سوپرلیزی یا تولدی در کار نیست😕😕