تو هفته شاید ۱ روز خونه باشه منم طبقه بالای مادر شوهرم میشینم بچه هم ندارم ۶ ساله عروسی کردم ۱ دونه جاری دارم که عقد هست ۳ تای دیگه هم دارم که اونا قبل من عروس این خانواده شدن اون ۳ تا خونه هاشون جداعه و نزدیک ترینشون ۱ خیابون فاصله داره با مادر شوهرم خلاصه اینکه وقتی شوهرم اینجا نیست مجبورم از بی سرگرمی برم اونجا حق بیرون رفتن هم ندارم خونه بابام هم ۶۰۰ کیلومتر فاصله داره کسی رو ندارم تو این شهر شوهرم فقط با خودش منو میبره بیرون ولاغیر دیگه وقتی خودم تنهاعم میلم نمیکشه غذا درست کنم برا خودم تنهایی مبرم پایین پیش اونا غذا میخورم با اینکه کلا زندگیم جداعه ولی مشکل بزرگی هست اینکه وفتی میرم کلی کار رو میندازن گردن من مثلا جارو ظرف شستن مثلا غذا رو جاری بزرگم درست میکنه من دیگه سفره رو جمع میکنم ظرف میشورم این عقدی که دست به سیاه و سفید نمیزنه اون دوتا هم همین طور خب من دوست دارم نوبتی باشه همش من و جاری بزرگه کار میکنیم اصلا دیگه دوس ندارم برم از طرفی حوصلم سر میره بگید چطوری عادت کنم خونه خودم غذا درست کنم بخورم همه چی هم تو یخچال هست فقط تنهایی میلم نمیکشه اونجا با بچه ها ۱۵ نفری میشن
ریشه های ما به اب شاخه هایمان به آفتاب میرسد ما دوباره سبز میشویم💚
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
🕊️ویترین دل من⬅️ساراهستم،ی خانوم گوگولی وادایی👠مهربوون و رکم،اگ بی دلیل کسی،سر به سرم بزاره قوقولی🐓میشم🫥ازجنس ققنوسم،بارها ازخاکسترم متولدشده ام 🔥خدایاهرکجا اسمتو نوشتم امید جوا🍀ه زد💫شاکرخدام بخاطروجودهمسر و خواهرم 🫂معتقد ب مذهب انسانیت(یک ساعت عدالت بهتر از یکسال عبادت فیک)✅ ازمجردی نترس⚠️ از انتخاب غلط بترس ازدواج پیدا کردن ی همسفر خوبه ن فقط ی هم خونه 🏠کپی پروفایل 🚫