2789
عنوان

از مامانم متنفرم

309 بازدید | 30 پست

الکیییییی دنبال بحث و دعوااا حالم ازش بهم میخورهههههخ حتی نمیتونم عصبانتیم رو نشون بدم😭😭 از ساعت پنج صبح هی به هر دلیلی داره جیگر من رو میسوزونه همش دادودعوا هر طرف میرم دنبالم میادمن نمیتونم چیزی بگم که بشونمش سرجاش چون بابام خونست و بخاطر من باهم دعوا میکنن

درحالی که همین الانشم بخاطر حرفای بی سروته مادرم دارن دعوا میکنن

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



دلم میخواد با مشت بکوبم تو کله خودم حتیییی اونم نمیزاره من نمیخوام بابام ببینه حالم بد شده این از عمد بلند میگه داری چیکار میکنی چرا اینجوری میکنی تا مثلاً بابام بشنوه و من از ترس اینکه اون نبینه بس کنم

مادرم پریروز فوت شد در کمال ناباوری .. فکر میکردم همیشه هست لعنت به قهر آخرم اخ خدا


خدا رحمتشون کنه

ما یه ساعت دیگه باهم عادی حرف میزنیم ولییی من خسته شدم هر دفعه یجوری رفتار کنیم انگار چیزی نشده این وسط منم که دیوونه میشم

منم دلخوشی از خانواده ندارم و هیچوقت نمیبخشمشون (نزدیک به ۳۰ سالمه)

چه میشود کرد؟ مادر گفت:«تو عاطفه نداری.»گفتم:«دارم.» و دارم. تو هم اگر بودی، مادر،جانت به لب میرسید.پا در خانه ای نمیگذاشتی که آب حوضش سبز شده،سیخ های کاج کف حیاط را پوشانده،سرما پشت پنجره های خاک گرفته اتاق ها مانده و اجاق های مطبخ زیر خرت و پرت ها پیدا نیست.بچه گربه ای که در ناودان آن سر حیاط همراه یخ کش آمده،دو ماه است که مدام دارد کش میآید.دیگر حالش نیست که بگویی یکی بیاید بیندازدش پایین.هیچکس حال روشن کردن بخاری ها را ندارد.آجر های هفت و هشت بالای دیوار ها یکی یکی می افتند،انگار که ساختمان سرما خورده باشد.کسی جارو نمیزند،مهمان نمیآید.لاله های مردنگی سر در خانه شکسته آمد.اتاق ها بی اثاثیه بزرگ جلوه میکنند و انعکاس صدای پای آدم بر مغز چکش میزند.صدای نفس لمبر میخورد.حتی دیگر جرئت سرفه کردن هم نداری،انگار در مغز خودت میپیچد و میپیچاندت..."و چقدر انسان تنهاست!مثل پر کاه در هوای طوفانی"🖤

منم همسن شما بودم همینو میگفتم الان که دختر نوجوون دارم فهمیدم مادرم تو این مورد چقد اذیت شده

من ۲۳ سالمه

نمیتونم دقیق بگم بعدا چالشی با دختر یا پسرم ندارم اما مطمئنم هیچوقت اینجوری به مرز دیوونه شدن نمیرسونمش صدام گرفته قلبم انگار میخواد از جا دربیاد در از خشمم ازخودم میترسم دلم میخواد گریه کنم 😭حتی اونم نمیزارن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز