2789

یهو یادم اومد ناراحت شدم

وقتی کلاس پنجم بودم یه همکلاسی داشتیم باهم حرف میزدیم شوخی میکردیم دوست محسوب میشدیم دیگه😶 بعد من روی میزای تک نفره خیلی اذیت میشدم استرس میگرفتم بغل دستی این همکلاسیم که رفت معلم بش گفت یکیو بیارم تنها نباشی بعد من به معلم گفتم منو بیار بعد معلم گفت دوست شی گفتم اره بعد معلم که پرسید اومد گفت اینکه میگه دوستش نیستی نمیخاد پیشش باشی بعد که زنگ تفریح خورد رفتم اومدم خاستم شوخی کنم مث همیشه باهاش خیلی بد صحبت کرد هلم داد زد و عصبانی گفت من دوست تووو نیستممم خیلی ناراحت شدم بعدشم که تولدش شد همه کلاسو گفت بجز من و اون شاگردایی که تنبل بودنو و اینا خیلی ازخودم بدم اومد ازون روز دیگه نمیخام به کسی زیاد نزدیک شم یا اینکه بگن طرف چیکاره بخام چی بگم


بنظرتون حق داشت؟ من اون لحظه باید چیکار میکردم؟ @niniyar

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

☹️☹️

من اتفاقایی داشتم که یادم نمیره ـ

نمیدونم واقعا

تنهاکاری ک باید کرد سعی کنیم فراموش کنیم

تاپیک‌هام شاید برای بعضیا رویا باشه، ولی برای من واقعیته.  🙄 قضاوت نکن، چون نمی‌دونی پشت هر خط چی گذشته.  😒به حسودا و عقده‌ای‌ها: هر بار که تاپیکمو حذف می‌کنین، یه نفر بیشتر می‌فهمه که حرفام تاثیر داره.  🤭 و به نینی‌یارا: حذف کردن یعنی ناتوانی در فهم، نه قدرت در مدیریت.🙄😐

خیلی درکت میکنم

شاید الان به یسری ها تعریفش کنی یا حتی خودت بهش فکر کنی یه موضوع قدیمی و بچگانه باشه ولی همینا باعث میشه تروما واست بشه و تا بزرگسالیتم اذیتت کنه

He said: One day you’ll leave this world behind so live a life you will remember

چه خوب که تنها نیستم

ن تنها نستی

مثلا یهو وسط اشپزی یاد ی چی میفتم ناراحت میشم و پشتش قکرای دیگ

تاپیک‌هام شاید برای بعضیا رویا باشه، ولی برای من واقعیته.  🙄 قضاوت نکن، چون نمی‌دونی پشت هر خط چی گذشته.  😒به حسودا و عقده‌ای‌ها: هر بار که تاپیکمو حذف می‌کنین، یه نفر بیشتر می‌فهمه که حرفام تاثیر داره.  🤭 و به نینی‌یارا: حذف کردن یعنی ناتوانی در فهم، نه قدرت در مدیریت.🙄😐

خوددرگیری داشته

یه روز پروانه به خرس گفت : عاشقتم =) خرس خندید و گفت: الان میخوام بخوابم برو بیدار شدم با هم حرف میزنیم ..خرس به خواب زمستانی رفت و وقتی بیدار شد داد زد :پروانه من عاشقتم :ولی خرس نمیدونست که عمر پروانه 3 روزع هیچوقت نزارید دیر بشع

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792