عنوان یه بخشی از کار های مادر شوهر خواهرمه
روز نامزدی خواهرم قرار بود بره ارایشگاه و مادر شوهرش یکی از دختراش رو هم باهاش فرستاد و خواهرم ارایش اونم حساب کرد در حالی که در حالت عادی معمولا باید خانواده داماد ارایش عروس رو حساب کنه.. حالا بیخیال این
تو جشن نامزدی همه خرج نامزدی مثل شیرینی به مردم به عهده پدر من بود
ما واسه دامادمون یه گردنبند طلا که بهش میگن لاکت نمیدونم درسته یا نه خریدیم و یه انگشتر سنگین
در کل پول زیادی واسه طلا به دامادمون دادیم
اینحا افغانستان و من نمیتونم درست حساب کنم به پول ایران چقدر میشه ولی بذارید مقدار رو به پول افغانستان بگم
طلا هایی که ما به دامادمون گرفتیم شد ۴۰ هزار
و انگشتر نامزدی که اونا واسه خواهرم گرفتن شد ۶ هزار
بازم ما دنیال مادیات و اینا نیستیم و بخاطر پول خرید خواهرم نامزدش رو انتخاب نکرد بخاطر علاقش انتخاب کرد
مادر شوهرش از قدیم با مادرم دوست بود ولی بع عنوان یه فامیل اصلا خوش برخورد نیست و ما اینو الان فهمیدیم
مادرم واسه نامزدی مادر شوهرش رو برد خرید و گفت هر چی خودتون دوست دارید بخرید و بهشون بزرگی میداد ولی اونا فکر میکردن مادرم ساده ست و سرش شیره میمالیدن(اینو خود مادرم میگه)
دامادمون اینجا نیست و تو سفر کاریه
و مادرش میگفت تو جشن شیرینی خوری باید واسه مادر داماد کیک بگیرین😐😐😐
ما هم گرفتیم و خواهر دیگم که رقص چاقو رفت
تازه تو جشن مردم به خواهرم شاباش میدادن یعنی سه پولی برای هدیه به عروس بعد مادرشوهرش همه پولا رو گرفت
و به خواهر دیگم که با چاقو رقصید از همون پولای شاباش ها پول رقص چاقو رو داد😐😐😐
بعدشم شاباش ها رو با خودش برد معلوم نشد چقدر بود دو ساعت بعد پولا رو فرستاد خونمون...
هر وقت یادم میاد اعصابم خورد میشه