هر وقت مادرم میاد تهران خونم این روزه یکدت میگیره.کلا بی چشم و رو و گربه کورست.هر چی مادر من بما برسه به چشش نمیاد و چرتکه میندازه که مادر من بیشترداده.انگار بدهکار مادرم.منم بارها گفتم این جه ربطی به موضوع داره؟ کلا خانوادگی ادم گریزن و جاری منم این مشکلو داره.مادرم هر جی به پسرم بگه به این برمبخوره.کلا وکیل مدافع بچست.خیلی ناراحتم.بهش گفتم باز دری وری گفت