بابام برای اینکه مجبورشون کنه درس بخونن حداقل به خاطر آینده خودشون یک بار دیگه آزمون محتوایی گرفته و نمره اون آزمون مسخره رو قبول نکرده. گفته مثلا خلاصه فلان محتوا رو هر چی که ازش فهمیدید بنویسید به قلم خودتون. اینجوری جلو تقلب رو گرفته و تونسته تشخیص بده که کی چقدر مفهومی درس خونده و چقدر یاد گرفته و در نتیجه نمره ها عادلانه تر شده
دوم اینکه: گفته من میدونم کی و کی از رویدست هم می نویسید مشخص هست. برای همین هر جا چنین موردی ببینم از اون نفر اصلی که برای بقیه فوروارد کرده نمره کم میکنم. اونهایی که از روی دست اون نوشتن به اونها نمره میدم ولی از اون یکی که جواب فرستاده برای دیگران کم میکنم و اینجوری باز جلو تقلب رو گرفته
و یک نکته که از همه جالب تر و مهمتر بود برای من: این بود که بچه ها مثل خسیس ها جواب بیست سؤال رو توی یک برگ دفتر کوچیک به زور چپوندن. معلومه خیلی حساب و کتاب اقتصادی زیاد شده بین مردم
تازه اینها بچه های یه دبیرستان سطح بالا و با پدر و مادرهای کارمند و استاد دانشگاه هستن.
سؤال: واقعا چرا درس نمی خونید؟ این در آینده به ضرر خودتونه. سواد درست و حسابی یاد نمی گیرید. من به عنوان یک نفر که برام مهمه توی آموزش و پرورش چی میگذره دلم می خواد بدونم دلیلش چیه. همین