2821
2789
عنوان

در‌ وصف عینکی ها🤣

45 بازدید | 9 پست

تو دستت تیشه هم باشه، قشنگه

رغیبِ تیشه هم باشه، قشنگه

تو عینک میزنی؟ عیبی نداره!

عسل تو شیشه هم باشه، قشنگه:)


همه اسپرسو میخورن ما استرسو.️

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

اوخیییییییییییییممنونمممم

چشام عسلیه کلی کیف کردم😁😂😂😂

یه روزی یه انشاء نوشتم، تو مدرسه خیلی تشویق شدم بابت نوشتار و سبک نگارشم! به گمونم همون روز بود که فهمیدم قلم بهتر از زبونم می تونه رویاها و احساسات قلبیم رو به مردم نشون بده؛ دو سال بعدش تو استان رتبه آوردم. هنوزم لذتش اون ته ته های ذهنم هست. از اون به بعد قلم به دست گرفتم و از غم و گلایه هایی که هیچ وقت به کسی نگفتم، نوشتم. همیشه دوست داشتم نویسنده باشم ولی نشد. چراش هم چون غمگینه بماند تو سینه من تا شماها هم غمگین نشید♥ ولی تا ابد برای خودم و قلب شکسته م می نویسم. یه زمانی وقتی سیزده سالم بود دوست داشتم بمیرم چون پدرم عذاب مادرم و من بود. ولی این خواسته م زمانی به سیاهی ها پیوست که خواهر کوچولوم رو گذاشتن تو بغلم! زندگیم سخته ولی با آغوش باز می پذیرمش چون برای زندگی خواهر کوچولوم باید تلاش کنم. از خودم می زنم تا عزیزدلم کمبود نداشته باشه؛ آره شاید هیچ وقت به خاطر وضعیتی که توش به دنیا اومدم خوشبخت نشم ولی برای خوشبختی اون همه کار می کنم؛ حتی زندگی می کنم و نمی میرم!

اوخییییییییییییی

ممنونمممم

یه روزی یه انشاء نوشتم، تو مدرسه خیلی تشویق شدم بابت نوشتار و سبک نگارشم! به گمونم همون روز بود که فهمیدم قلم بهتر از زبونم می تونه رویاها و احساسات قلبیم رو به مردم نشون بده؛ دو سال بعدش تو استان رتبه آوردم. هنوزم لذتش اون ته ته های ذهنم هست. از اون به بعد قلم به دست گرفتم و از غم و گلایه هایی که هیچ وقت به کسی نگفتم، نوشتم. همیشه دوست داشتم نویسنده باشم ولی نشد. چراش هم چون غمگینه بماند تو سینه من تا شماها هم غمگین نشید♥ ولی تا ابد برای خودم و قلب شکسته م می نویسم. یه زمانی وقتی سیزده سالم بود دوست داشتم بمیرم چون پدرم عذاب مادرم و من بود. ولی این خواسته م زمانی به سیاهی ها پیوست که خواهر کوچولوم رو گذاشتن تو بغلم! زندگیم سخته ولی با آغوش باز می پذیرمش چون برای زندگی خواهر کوچولوم باید تلاش کنم. از خودم می زنم تا عزیزدلم کمبود نداشته باشه؛ آره شاید هیچ وقت به خاطر وضعیتی که توش به دنیا اومدم خوشبخت نشم ولی برای خوشبختی اون همه کار می کنم؛ حتی زندگی می کنم و نمی میرم!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

آزمایش بینی

ariyl | 1 دقیقه پیش

عفونت

pamiiii | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز