2789

خانوما مادر شوهرم اخرین بار که خونمون بود عید بود

بعد الان دیشب شام اینجا بودند

من خواهرشوهرم رو هم دعوت کردم

یکی از عمه های همسرم هم بود

بعد قیمه گذاشته بودم بخدا یک کیلو گوشت ریخته بودم

بعد خواهر شوهرم گفت شام نمیاد بعد شام اومد

ولی دخترش که چهار سالشه شام بود شام خورد

بعد شام اومدن هرچی گفتم بیاد شام بخوره نیومد

ما دیر شام میخوردیم مهمونا دیر اومده بودند

رفت اتاق نشست

بعد مادر شوهرم گفت عیبی ندارهبراش بکش ببره خونش!

گفتم مشکلی نیست میکشم

بعد داشتم خورشت رو میکشیدم واسش

یهو مادرشوهرم اومد گفت بده به من تو بلد نیستی

ملاقه رو گرفت

خدا شاهده هرچی گوشت تو قابلمه بود رو انداخت به اونا که هیچ؛ تمام خورشتخوری های توی سفره رو برداشت تمام گوشت های باقی مونده رو هم جدا کرد انداخت براشون

من همینطور موندم نمیشد ک چیزی بگم بگه خسیس یا بگه بده دو ماه اومدم نگا چطوری میکنه

خیلی بدم اومد خدایی.دفع دیگه در قبال این رفتارش چیکنم؟

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

هیچی رفتاری نمیشه کرد بی خیال

بپذیر اینطوریه

مادرشوهر من که وقتی بچه ام شدید حساسیت داشت من میرفتم خونش غذای جدا برام درست نمیکرد و میگفت باید همه چی بخورید!

بعد چند سال من رو مجبور کرد برای دخترش جذا غذا درست کنم که حساسیت داره!! حالا من تنها خونش مهمون بودم و اون جدا نمیکرد

من یه عالم مهمون داشتم و خواهرشوهر فقط یه نفر از 30 نفر مهمون من بود

رسمی رفتار کن که طرف بلند نشه بیاد تو آشپزخونه و باهات مثل بچه رفتار کنه

به کسی هم که سر سفره نیومده اصرار نکن برای غذا

نهایت اندازه یه نفر اضافه درست کن نه بیشتر

مثل لبخند سپیده . مثل شب گریه ی عاشق 🩷☁️🍃🩵من پر از معجزه ی شهریورم 🩵مامان یه عالمه هاپو و پیشی و جوجو و خلگوش و عاشق محیط زیست و بس 🐾پروفایل موقت.تا پروفایل اصلی از تعلیق سیاه در بیاد 🫩

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792