راضی نیستم هوا گرم بشه از دست بچه های همسایمون
۲۴ ساعته تو کوچه ان دارن جیغ جیغ میکنن
ضعف اعصاب گرفتم از دستشون.
همشونم پسر
خونشون کوچیکه نمیتونن بمونن
سه چهار روز رفته بودن روستاشون انقدر راحت بودیما بازم اومدن کوچه رو گرفتن رو سرشون.
زهر مارمون کردن زندگی رو.
خسته شدم هر سال دعا میکنم برن از این محل ولی هیچی
ثابت قدم نشستن.