2821
2789
عنوان

درد‌ و دل شایدم کمک

324 بازدید | 37 پست

۱۶سالگی ازدواج کردم ،بچه هم داریم،شرایط مالی خوبی داریم نسبتا (یعنی تو زندگی پیشرفت کردیم)الان ۱۶سال از ازدواجمون گذشته،به قول بچه های نی نی سایت جوونی کردیم باهم خوشگذرونی کردیم،رفاقت کردیم بچگی کردیم ودر کنار همه این ها بهرحال اختلاف تظرات هم بود.

گذشت و الان اما حالمون کنار هم اصلا خوب نیست (اما همسرم معتقده تو داری بهانه گیری میکنی من مشکلی ندارم 😕)به حدی که من پیشنهاد جدایی دادم اما همسرم اصلا قبول نکرد،دعوای آنچنانی نداریم اما انگار جدیدا زیاد باهم احساس راحتی نمیکنیم البته اینا حرف های منه نمیدونم نظر همسرم چیه .وقتی به زندگیمون فکر میکنم کفه ترازوی خوبیهای زندگیمون خیلی سنگینتر هست اما من احساس خستگی میکنم کلافه و ناراحتم (دلیل ناراحتیم دعواهای حزیی و حرفایی هست که دنبال حل کردنشون نبودم شاید)

الان نمیدونم چطوری میتونم حالمو خوب کنم

جدایی راه حل ما هست یا نه

الان تصمیم من تاثیر مستقیمی داره روی زندگی هممون

تجربه مشابهی دارید ؟شده مدت طولانی خسته باشید از یه رابطه؟من مدتهاست ناراحتم انگار یه بغض نشسته رو گلوم و نمیتونم دلیل درستشو بفهمم

با خودم صادق نیستم انگار دلیل ناراحتیمو پیدا میکنم اما باز بلافاصله خوبیها و ...میاد تو ذهنم و خودمو مقصر ناراحتیم میدونم

شماهاهم درگیر این مدل موضوعات شدید آیا؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

میدونم که گذشته قابل بازگشت و جبران نیست

اما انگار امیدی به آینده هم ندارم

این تصمیم ازدواج با سن پایین اشتباه بوده و می پذیرمش اما چرا نمیشه این ناراحتی ها رو رها کرد و به امید آینده قدم برداشت ؟

منم18سالگی ازدواج کردمدرکل از زندگیم راضی امولی شور و حرارتی تو زندگیمون نیس

خیلی ناراحت کننده هست

مدتها مشاوره رفتم حتی همسرمم باهام آمد

اما انگار هیچ راه حلی نداره

من بعضی وقتها توانایی انجام کارهای روزمره هم ندارم

خیلی ناراحت کننده هست مدتها مشاوره رفتم حتی همسرمم باهام آمد اما انگار هیچ راه حلی نداره من بعضی وقت ...

عزیزم

ان شاالله درست ش❤️

این انسان بودن هم خیلی داستان داره،کاش ابری،گلی،درختی،چیزی بودیم🥴🤧

عزیزم چرا همچین فکر میکنی وقتی همسرتون خوبه دیگه چرا به جدایی فکر میکنی،سعی کن یه مسافرت بری یا اینک ...

چون خیلی ریزبین شدم خیلی جزئی نگر

شاید دلیلش این باشه که مدت طولانی توی این زندگی ام

نمیدونم خودمم دلیل اینهمه ناراحتیو واقعا نمیدونم 😭

اینو بدون با جدایی هم به آرامش نمیرسی مخصوصا که میگی مشکل آنچنانی ندارید.و بچه هم دارید.سعی کنید خیلی روهرچیزی زوم نکنید و بجاش یکم رها کنید و خودتونو سرگرم تر کنید.اهدافتونو نظم بدید و حتی چندروزی از همسرتون دور بمونید مثلا سفر مجردی برید.

یه روز خوب میاد

عزیزم شما مگ از شوهرتون خوشتون نمیومد ک قبول کردین باهاش ازدواج کنین؟؟یعنی بدون علاقه ازدواج کردین؟؟


ولی ب نظرمن شما خسته این باید تفریحاتتونو بیشتر کنین و ی مسافرت خانوادگی برید قول میدم حال جفتتون بهتر میشع

حیف دستی دستی زندگیتونو ک اینقدر براش زحمت کشیدین خرا ب نکنین ب بچتونم فکر کنین

خدایا شکرت ب خاطرهمسرم وفرزندانم💕

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792