جاری سابقم پیازداغ برای آش ماست و...درست میکرد خیلی خوب وخوشمزه میشد
یبارم من بودم خونش توآشپزخونه هم بودم باهم میازهاروخلالی کردیم وبعدگذاشت توماهیتابه وتف داد،بعداینکه بهش گفتم همون اول روغن ریختی؟گفت آره،گفتم روغن زیادمیریزی که خوب میشه گفت نه اصلا،رفتم جلودیدم که آره واقعاروغنش معمولی بودیعنی انداره که ریخته بودعین خودمون بود،بعداینکه چون آش داشت هی رفتامدکردم تواتاق وآشپزخونه نفهمیدم فوت وفن خاصی زد که من ندیدم دیگه یانه،خلاصه توگوگلم زیاددیدم ولی هیچکدوم مثل مال اون نیست،اون انگارخشک میشد ولی نمیسوخت وطعم سوختگی نمیداد،عسلی نه ها قشنگ خشک میشد ولی نه عین چیپس که خش خش کنه ولی عین عسلی هم لیز واینانبود
آهافقط آخرکارتابه روکج میکرد وباکفگیرپیازهاروفشارمیداد روغنش گرفته میشد بعدمیریخت توسینی انگارپهنشون میکرد توکل سینی
دلیل اینکه گفتم کرمانشاه چون اونجایی بود ومیگفت ازمامانش یادگرفته و....