2821
2789
سرنوشت مارا در سنی غمگین کردکه دیگران در آن سن ، آرزوهایشان برآورده شد

👍🏿

زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

عشق اول می کند دیوانه ات

تا ز ما و من کند بیگانه ات


عشق چون در سینه ات مأوا کند

عقل را سرگشته و رسوا کند


میشوی فارغ ز هر بود و نبود

نیستی در بند اظهار وجود


عشق رامِ مردم اوباش نيست

دام حق ،صياد هر قلاش نيست


در خور مردان بود اين خوان غيب

نيست هر دل، لايق احسان غيب


عشق كِي همگام باشد با هوس

پخته كِي با خام گردد همنفس


عشق را با كفر و با ايمان چه كار

عشق را با دوزخ و رضوان چه كار


عشق سازد پاكبازان را شكار

كِي به دام آرد پليد و نابكار


زنده دلها ميشوند از عشق، مست

مرده دل كي عشق را آرد به دست


عشق را با نيستي سودا بود

تا تو هستي، عشق كي پيدا بود


عشق ميجويد حريفي سينه چاك

كو ندارد از فناي خويش باك


عشق در بند آورد عقل تو را

تا نماند در دلت چون و چرا


عشق اگر در سينه داري الصلا

پاي نِه در وادي فقر و فنا


عاشق و ديوانه و بي خويش باش

در صف آزادگان درويش باش


#مولانا


زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧

فلک تیرم نزن بالم شکسته


غبار بی کسی بر من نشسته


دگر تیری نزن بالی ندارم


وجودم از غم دنیا شکسته


در این دنیا کسی را من ندارم


اگر داشتم هم از من گذشته..🖐😔💔🚶♂


زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧

لالا لالا ديگه بسه گل لاله... ♩


بهار سرخ امسال مثل هرساله...


هنوزم تير و ترکش قلبو ميشناسه... ♩


هنوزم شب زير سرب و چکمه مي ناله... ♩


نخواب آروم گل بي خار و بي کينه... ♩


نمي بيني نشسته گوله تو سينه... ♩


آخه بارون که نيست رگبار باروته... ♩


سزاي عاشقاي خوب ما اينه... ♩


نترس از گوله ي دشمن گل لادن... ♩


که پوست شیر پوستِ سرزمين من... ♩


اجاق گرم سرماي شب سنگر... ♩


دليل تا سپيده رفتن و رفتن... ♩


نخواب آروم گل بادوم ناباور... ♩


گل دلنازک خسته، گل پر پر... ♩


نگو باد ولايت پر پرت کرده... ♩


دلاور قد کشيدن رو بگير از سر... ♩


دوباره قد بکش تا اوج فواره... ♩


نگو اين ابر بي بارون نمي ذاره... ♩


مث یار دلاور نشکن از دشمن... ♩


ببين سر مي شکنه تا وقتي سر داره... ♩


نذاشتن هم صدايي رو بلد باشيم... ♩


نذاشتن حتي با همديگه بد باشيم... ♩


کتاباي سفيدو دوره مي کرديم... ♩


که فکر شبکلاهي از نمد باشيم... ♩


نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب... ♩


نگو کو تا دوباره بپريم از خواب... ♩


بخون با من نترس از گوله ي دشمن... ♩


بيا بيرون بيا بيرون از اين مرداب... ♩


نگو تقواي ما تسليم و ايثاره... ♩


نگو تقدير ما صد تا گره داره... ♩


به پيغام کلاغاي سياه شک کن... ♩


که شب جز تيرگي چيزي نمياره... ♩


نخواب وقتي که هم بغضت به زنجيره... ♩


نخواب وقتي که خون از شب سرازيره... ♩


بخون وقتي که خوندن معصيت داره... ♩


بخون با من بيا تا من نگو ديره... ♩


سکوت شيشه هاي شب غمي داره... ♩


ولي خشم تو مشت محکمي داره!!... ♩


عزيز جمعه هاي عشق و آزادي... ♩


کلاغ پر بازي با تو عالمي داره... ♩


(♡ ̇) ̇♡)

مات چشمان توأم؛ اما دلم درگیر نیست

از تو اییوسف دلم سیر است و چشمم سیر نیست


این شکاف پشت پیراهن شهادت میدهد

هیچکس در ماجرای عشق بیتقصیر نیست


از تو پرسیدم برایت کیستم؟ گفتی: رفیق!

آنچه در «تعریف» ما گفتی کم از تحقیر نیست


هر زمانی روبروی آینه رفتی بدان

در پریشان بودنت این «آه» بی تاثیر نیست


قلب من! با یک تپش برگشت گاهی ممکن است

آنقَدَر ها هم که میگویند گاهی دیر نیست


#حسین_زحمتکش

زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧



تابوتم ز کوچه ات میگذرد

چشم مپوش،

این همان مرده ایست که بیمار تو بود



زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧

میشود یار و قرارم باشی و قدری بمانی..؟

مونس شبهای تارم باشی و قدری بمانی..؟


میشود حالا که قلبم زرد و رنجور است و بیجان..؛

غنچهی فصل بهارم باشی و قدری بمانی..؟


کاش چون درمان برای درد قلبِ مبتلایان..؛

مرهمی بر حال زارم باشی و قدری بمانی..


مرغ عشقی خسته و افتاده در دام است قلبم..؛

میشود یک شب شکارم باشی و قدری بمانی..؟


میشود در زیرِ چترِ، اشکهای بیقراری..؛

اندکی در روزگارم باشی و قدری بمانی..؟


من شبی سرد وسیاهم،میشود آیا که یک شب..؛

کوکبِ دنباله دارم باشی و قدری بمانی..؟


میشود در لا به لایِ، غربتِ دنیای سردم..؛

سایهی مهری، کنارم باشی و قدری بمانی..؟


نبضِ قلبم بی تو آوای خوش آهنگي ندارد..؛

میشود ساز سه تارم باشی و قدری بمانی..؟


در شب مستی که نابینای عالم میشود دل..؛

کاش آن چشمِ خمارم باشی و قدری بمانی..


من که محتاجم به گرمای وجودت، میشود که..؛

همدمم،یارم،نگارم باشی و قدری بمانی..؟


دل به غیر از تو ندارد،هیچکس را در جهانش..؛

میشود دار و ندارم باشی و قدری بمانی..؟




زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧

تو را دوست داشتم

چون به تو مبتلا بودم

تو را دوست دارم

چون به تو مبتلا هستم

تو را دوست خواهم داشت

چون به تو مبتلا خواهم بود


مثل صبح، مثل عصر، مثل شب

یک تکرار بیاتمام...



┈•

زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧

لیلی قصه های من یک شبه پر کشید و رفت
جام وداع درد را یک سره سر کشید و رفت

وضو ی خون گرفته دل به سرسرای عشق او
سرمه ی سرخ بی کسی به چشم تر کشید و رفت

پشت نقاب پنجره شَمایلی که گم شده
زیر نگاه منتظر خطّ ِ گذر کشید و رفت

خیمه ی سوت و کور را تندیِ آسمان گرفت
اُجاق لاجَورد را سوز شرر کشید و رفت


زوزهِ سردِ پیکرم روی گُسِیلِ حنجره
دست امان ز ساحتم وقت خطر کشید ورفت

چله نشین عشق من , زنده نگاهِ راز شب
گردِ غمی به بستر خوابِ سحر کشید و رفت


حال دل و نغمه ی غم بر آستان سینه اش
نقش مرا به صد خطا عشق هدر کشید و رفت



شعر خودم





میشود برای یکی بود ،برای یکی ماند و با او نفس کشید ، حتی برایش جان داد    .     میشود

📙#شعر📙



از سکوتم می نويسم تا بدانی خسته ام،،،

بی هوايت کنج پستوهای غم يخ بسته ام،،،


بی تو بی تابی دراين برزخ به جانم خميه زد،،،

من هنوز اين بغض راازرفتنت نشکسته ام،،،


با خيالت روزها را بی صدا سر می کنم،،،

بی تو دارم بی کسی راتازه باورمیکنم،،،


از کلامم هرکسی شيدايی ام را خوانده است،،،

ياد چشمانت مراازهرنگاهی رانده است،،،


کاش بودی تا بهارم غرق بی رنگی نبود،،،

کاش در تقدير ما دوری ودلتنگی نبود،،،


من شبگَرد غـزل سوخته از خود نالم

که دلم در قفس خــاطره ها زنجیر است


منو این کوچه ی بن بست تورا کم داریم

تـرسم آنلحظه بیائی کهجوانت ،پیر است


زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧

بیا مست کنیم 😈من ببوسمت بندازم گردنِ الکل🙂↕️😂😂😂😜😜😜😜😉😉😁😈😁😈👻👍

زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧

نوشته بود:

کسایی که تو *سرنوشت* هم باشن

*به هم دیگه برمیگردن.

شاید دور باشن، شاید دور بشن

شاید دیر همو پیدا کنن، اما بالاخره میرسن🥹❤️*



زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧

شهریار میگه :


هر چه پل پشت سرم هست ،

خرابش بنما تا به فکرم نزند از ره تو برگردم !




زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧

تا ڪے دل من

همیشہ تنگت باشد؟


بازیچہ ے چشمان

قشنگت باشد ؟


عمرے غزل و

بوسہ بدهڪار منے


تا ڪے دل من💔

گوش بہ زنگت باشد💔😭



زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز