برای تو که سه ساله منتظر حرف زدن و راه رفتنتم، برای تو که سه ساله چشمام گریونه، برای تو که سه ساله دارم زخم زبون میشنوم، برای تو که سه ساله هرروز چشمام رو به این امید باز میکنم که حتی واسه یه بارم که شده منو صدا بزنی و حسرت شنیدن "مامان" به دلم نمونه هرچند خوابی هم ندارم و حتی تو رویا هم تو رو میبینم....
سه ساله با دیدن شیرین زبونی بچه ها دلم ضعف میره و نمیتونم بغضم رو پنهان کنم
سه ساله ولی اندازه ده سال زجر کشیدم و حسرت خوردم و اشک ریختم و حتی آرزوی مرگ کردم
روزی هزار بار میمیرم و زنده میشم چون میدونم اگه من نباشم دستهای کوچیکت بی پناه میشن و چشمهای قشنگ و معصومت بارونی؛ چشمهایی
که همه امیدشون دستهای منه
امروز تولدته؛ سومین تولدت، ولی من بازم بغض دارم و بی هوا اشکام سرازیر میشه
کاش خدا بخاطر قلب کوچیک و بی گناه خودت به من رحم کنه....
تولدت مبارک فرشته زمینی من........