دخترم رو بردم شهربازی، داخل شهربازی آقای ازم ساعت رو پرسید، ساعت رو بهش گفتم. بعد نگاه کردم دیدم دور و بر مامی چرخه، تا این که از شهربازی اومدم بیرون. چند قدم جلو تر رفتم دیدم دنبال ما میاد دخترم گفت بشینیم رو چمن ها خوراکی بخوریم نشستم دیدم اومد روبه روی ما نشست کمی بعد بلند شد رفت اون سمت نشست دوبار پاشد اومد اطراف ما .. میخواستم دادو بیداد کنم فحش بدم جلو دخترم نتونستم سریع اسنپ گرفتم دست دخترم رو گرفتم و به سرعت رفتم..خیلی ناراحت شدم. دخترهای کنارم بودن که پوشش خوبی نداشتن. به هیچ کدوم از اونا نگاه نمیکرد. ولی من با پوشش و با بچه اونم هیچ رفتاری از خودم نشون ندادم. یه مرد کچل بد قواره .. خیلی حس بدی بود خدا لعنت کنه همچین آدمایی رو
شما جای من بودید چکار میکردین ؟