ازش پرسیدم بارها و بارها که چی کم دارم میگه هیچی.تو رابطه هم ازش میپرسم میگه راضیه.میگه من هیچی کم ندارم
پذیرفتم عزیزم ولی امید دارم هنوز که درست بشه باید درست بشه چون کم نزاشتم واسه زندگی تو سخت ترین شرایط کنارش بودم تا بتونیم یه پله بالاتر بریم و پیشرفت کنیم نمیتونم همینطوری ول کنم و برم
این اخری رو به روش نیوردم ولی بیش از دوهفته هست انقد سرد باهاش برخورد میکنم که خودشم ترسیده هرچی بوده تو گوشیش پاک کرده و به روی خودش نمیاره.یواشکی حین کار کردنم یجوری نگام میکنه که رفتارامو ببینه
اتفاقا بدون اینکه جلب توجه کنم که بترسونمش خودش ترسیده یواشکی گوشیمو میگرده فکر میکنه من نمیفهمم ولی باید همین کارو کنم باهاش ممنونم ازت