تاپیک های قبلیم گفتم که درگیر بحث طلاق هستم و نامزدم اومد جلو که نه بهم فرصت بده و فقط لج بازی کردم و دوماه محل سگ بهت ندادم و از این حرفا
تا اینکه سه. روز پیش قرار گذاشتیم همدیگه رو ببینیم و گفت باید باهات حرف بزنم همینطوری داشتیم حرف میزدیم که اتفاقی عکس خونوادش تو خونه رو بهم نشون داد و اصلا حواسش نبود
متاسفانه دیدم مبل هایی که برای جهاز من گرفته بود و گردن اون بود رو آورده گذاشته خونشون قشنگ چیده و رومیزی هایی که مم خودم گرفته بودم و مونده بود خونشون رو پهن کرده رو میزا و همگی لم دادن رو مبل انگار آب داغ ریختن رو سرم
خودم که فکر میکنم اون دوماه این نقشه ی جدایی رو کشیده بوده و دیگه بیخیال همه چیز شده و گفته گوربابای زندگی
ولی خودش میگه سر لجبازی اینکارو کردم شب چهارشنبه سوری یعنی دقیقا اونموقع که من جون میکندم اینو راه بیارم بیاد برا زندگی
این مبل هارو هم قسطی گرفته بود چقدر ملاحظه کردم ازش طلا نخواستم لباس نخواستم و فکر و خیال کردم تا این قسطاش تموم شه ...
شماها جای من بودین راجع به اینکار مادرشوهر و نامزدتون چه فکری میکردین؟نشستن باهم همفکری کردن وگرنه شوهرم بدون اجازه مادرش آب نمیخوره