سلام بچه ها
من و شوهرم یک ساله و نیمه که عروسی کردیم
همسرم آدمیه که تو خانواده مرفه بزرگ شده و هرگز دغدغه پول نداشته
من اوایل همش بهش میگفتم برو دنبال کار و اینا میگفت میرم دنبال کار فعلا کار نیس، اینم بگم یه باغ کشاورزی داریم ولی خب فصلیه دیگه
تا این اواخر دیگه خیلی بهش فشار آوردم گفتم بیکاری چرا و اینا رفت کلاس تعمیرات برد ثبت نام کرد و الان یه مدته کلا تو خودشه میگه خوبم ولی با من سرد برخورد میکنه، چن روزه اصلا نزدیکم نمیشه البته دیروز اومد بغلم کرد گفت من بدون تو نمیتونم زندگی کنم ولی امروز دوباره بازم همونجوری شده، حال منم اصلا خوب نیست وسواس فکری دارم نمیدونم باید چیکار کنم یکیره دارم گریه میکنم کمک کنین بهم