2821
2789

ازش نپرسیدم جرعت ندارم بپرسم ولی مطمئنم نمیزاره

حقم داره ولی بازم دلم میخواد تا صبح گریه کنم

دوستم مجازیه تو ایتالیا زندگی میکنه. سالی یک بار میاد ایران میره شیراز خانواده اش رو میبینه یک ماه اینا میمونه بعد برمیگرده ایتالیا

حالا ما حدودا ۱ ساله که باهم خیلییی دوستیم. میتونم به جرعت بگم من تاحالا یکی مثل این تو زندگیم نبوده.

نمیدونم شنیدین یا نه ولی میگن بعضیایی که باهاشون اشنا میشیم انسان نیستن. فرشته ان. انگار خدا فرستادتشون که یکم زشتیهای دنیا رو بگیرن

حاضرم قسم بخورم اینم یکی از همون فرشته هاس

معدل دیپلمم ۱۰ بود

بعدش که با این آشنا شدم انقدر مثل مامانا دعوام کرد گفت باید درس بخونی الان معدلم تو دانشگاه رشته مهندسی ۱۸ عه

از افسردگی شدید تا حدودی نجاتم داده باعث شده بخندم آشپزی کنم اتاقمو مرتب نگه دارم. سالم غذا بخورم و ورزش کنم.

۸ سال بزرگتره ازم بهش میگم مامان

دائم به هم زنگ میزنیم ویدیو کال چت.

شبا شب بخیر میگیم همون موقع میخوابیم. صبحا باهم بیدار میشیم.

حالا میگه میخواد یا مستقیم بیاد تهران پیشم چند روز بمونه بعد بره شیراز.

یا بره شیراز بعدش بیاد تهران چند روز بمونه برگرده.

و بابای من نه تنها اینو نمیشناسه. بلکه با دوستای مجازی به شدت مخالفه:)

اصلا نمیدونم بهش بگم این کیه که میخواد بیاد چند روز بمونه خونمون.

هیچ جوره هم روم نمیشه بهش بگم نیا. خیلی ذوق داشت دیشب وقتی داشت درباره اش حرف میزد.

مامانم و خالم و مامانبزرگم و تقریبا همه میشناسنش چون وقتی نت قطعه و ارتباطی باهاش ندارم انقدر افسرده میشم که همه میفهمن

الانم تو بله در ارتباطیم

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز