بچه ها من یه رابطه خیلی جدی داشتم و خیلی زیاد دوسش داشتم اما سر یه اتفاقی که هم تقصیر من بود هم خودش یعنی من عصبیش کرده بودم این رابطه بهم خورد و کلا خانواده هامون از هم پاشیدن و من دیگه از اون به بعد ندیدمش درحالی که محل کارش نزدیک محل کار خودمع و خونشون ام نزدیکه به ما
اما من اون دم اخر خیلی از حرفارو نتونستم بهش بزنم و ریختم تو خودم و این باعث شد که الان بعد از گذشت چندماه نتونستم فراموشش کنم و هرروز کارم گریه اس فکر میکنم شاید اگه برم ببینمش و حداقل حرفامو بزنم کمی اروم بشم و آرامش پیدا کنم الان اونم از کاری ک کرد پشیمونع ولی هیچکدام بخاطر خانواده هامون نمیتونیم باهم حداقل حرفی بزنیم
اما دو دلم نمیتونم زنگ و پیام بزنم شما جای من بودید حداقل واسه آرامش خودتون میرفتین و حرفای اخر و میزدید یا نه؟؟
من واقعا اذیتم هرشب خوابشو میبینم خیلی روح و روانم ریخته بهم به خودم میگم شاید حرف زدن اونم نه برای برگشتن و درست کردن برای اینکه حداقل حرفی تو دلم نمونده باشه یکم آرومم بکنه شاید راحتر فراموش کردم