هرچندوقت یبار مسائل گذشته یادم میاد افسرده میشم
چجوری میشه بلاهایی ک ی فرد نزدیک از اعضای خانواده سرتون اورده از سن کم ۶سالگی تا الان
و آثار و تبعات خ سنگینی داشته هنوزم داره رو بشه فراموش کرد ؟؟
مشاوره رفتم ۳،۴تا
همشون گفتن برو شهر دیگه و باهاش قطع رابطه کن
مساله اینکه اون خ حرفه ای منو ب خودش وابسته مادام العمر کرده
و هربار میفهمم چکارا کرده آتیش میگیرم
همه کاراش طبق نقشه و پلکانی بوده فقط یکی دوتا از دستش دررفته و ب هدف نرسیده
هربار برای آسیب زدن تو مساله ای اومده ریشه رو زده ن شاخه ها رو
بعدم با مظلوم نمایی انکار کرده
الان فقط تلفنی باهاش ارتباط دارم ولی متاسفانه دوتا کوچه باهام فاصله داره سایه اش رو سرمه همیشه
و بدبختی اینکه میگ چون من مادرم تو فرزند هرکار باهات کنم ایرادی نداره کجای دین یا خدا همچین حرفی زده شده؟
آزارهایی ک میگ درحد تحریک ب کتک قتل و تهمت های زیاد بوده و اصلا خجالت نمیکشه و پشیمون نیست مثلا چندسال قبل موقع حج بزور گفت حلال کن گفتم نمیکنم گفت مجبوری وگرن پرتت میکنم تو خیابون
خب این چ حلالیتی هست؟
چجوری فراموش کنم ؟شهر دیگ نمیتونم برم فعلا و ارتباطم کامل باهاش قطع نمیشه بخاطر مسائل مالی بینمون
اهرم فشارش هست