نامزدم خودش خوبه اما خانواده اش خیلی مودی ان پدرشم زود عصبی میشه با من کاری ندارنا اما مثلا سر زنش داد میزنه خیلی آدمیه که رکه الانم به مشکل خوردیم ما گفتیم جشن عقد نگیریم گفتن بگیرین جشن عقد با دختره شامم باید بده بعد رسم ما این نیست فامیل دورم هستیم. هرچقدر ما گفتیم گفت نه حرف من درسته بعد بله برونم باز مامان بابای من گرفتن یه کاپ کیک گرفته بودن به اونم رحم نکردن خوردن رفتن
زنشم عقده اینو داره تمام فامیلاششو دعوت کنه برای یه بله برون ساده که مثلا بزرگترا بودن صد نفر مهمون اوردن الانم میگه جشن عقد بگیرین اون موقع خواهر زاده هامو نتونستم دعوت کنم جالب اینجاست خیلی پولدارن اما از ما انتظار دارن منم تو کتم نمیره زرنگ بازی