میشه نظرتون بگید
پنج سال دوست بودیم بعد پنج سال اومد خواستگاری و پنج ماه طول کشید بی دلیل و بی رفت امد خانوادم مخالفت کردند و من همه ی تلاشمو کردم تا اخر سر عقد کردبم ی عقد عجله ای ک بعد عقد مادر شوهرم گف ب داییت نگو
روز بعد عقد من فهمیدم همین مدت ک کش دادند رفتن برای دختر داییم خواستگاری و چیزی نگفتن زد به سرم قال قیل کردن و گفتم طلاق
بعد ب خواهر شوهرم ک رفیقم بود زنگ زدم و گلایه کردم
بعد ک اروم تر شدم زنگ زدم و معذرت خواهی از همه ی خانوادشون ولی کوتاه نیومدن گفت فقط طلاق
رفتم پیش مشاوره
نیومد گفت نه گفتی طلاق باید طلاقت بدم
گفتم عصبانی بودم به خاطرت تو رو بابا واستاده بودم
گفت نه ابروم رفته فقط طلاق
البته دعوامون دو نفره بود پدر و مادر منم شنیدن اون رفت ب خانوادش گفته
این ماجرا همینقدر طول کشید؟
مادر شوهرم گف دیگه کار نکن و سکه تو بکن پنج تا قبول کردم
ولی بعدش حس کردم دیگ خودم دارم خیلی خورد میکنم از همچی دور شدم و گذاشتم تصمیم بگیره
البته واسط هم فرستادم گفتن نه که نه
و الان در استانه جدایی دو تا سکه پیش پرداخت سالی یک سکه خوبه ؟ یا اعتراض بزنم؟؟؟؟