بعضی وقتا باید به حست اعتماد کنی
البته جسارت نمیکنم به شوهرت چون شناختی ندارم
ولی بعضیا بدشون نمیاد که با یه تیر دونشون بزنن
هممون آدمیم دیگه بعضی وقتا یه حس هایی بعضی وقتا ناخواسته شکل بگیره
خواهرتم اینجور پیش بره ممکنه از شوهرت یه قدیس بسازه که واقعانم حق داره
اینجور ک تو از شوهرت تعریف کردی من ک پسرم روش کراش زدم.
بازم میگم همه این حرفا ممکنه چرت باشه من فقط اون طرف قضیه رو خواستم برات باز کنم و صدرصد شوهرت آدم خوبیه و خواهرتم به چشم برادر بزرگتر بهش نگاه میکنه.
انقدر فکر و خیال نکن دیوونه میشی میبرنت دیوونه خونه با زنجیر میبندنت اونوقت
بعدش میبینی خواهرت پشت فرمون ماشین شوهرت نشسته از دور برات دست تکون میده داد میزنه میگه کیف کردی چطور شوهرتو قاپیدم ؟ برو حالشو ببر
بعد تو تشنج میکنی میان بهت آرامبخش میزنن تا آخرعمر باید رو تخت ببندنت
خلاصه انقدر سخت نگیر زندگی رو
راستی لبخند فراموش نشه :)