2777
2789
عنوان

خسته شدم

59 بازدید | 2 پست

سلام من مجردم ۱۹ سالمه

این مدت که دانشگاه ها مجازیه من اومدم پیش خانواده و اومدیم شهر خودمون

۲ هفته پیش سر یه مسئله بی اهمیت و مسخره شوهرخالم بهش برخورد و از من ناراحت شد و نمیومد خونه مادربزرگم (ما اونجاییم)

همه هم میدونن حق با منه و اونه که الکی بدش اومده و چون همه خودشون اونجا بودن دیدن که چی شده دقیقا

حالا قرار شده با هم برن مشهد خانواده منم لحظه اخر تصمیم گرفتن برن هیچی هم از من نپرسیدن که میخوای نمیخوای اصلا کاری داری نداری (میدونستن که جی شده جلو چشم خودشون بود)

منم زیاد چیزی نگفتم گفتم شاید حالا بعد ۲ هفته حداقل جلوی رومون خوب باشن

دیروز ما جایی بودیم برگشتیم خونه مامان بزرگم دیدیم ایشون هم تشریف اوردن منم طبق معمول خیلی عادی رفتم سلام کردم ، دوبار هم سلام کردم و جواب منو نداد

جوری که مطمئنم همه شنیدن

منم چیزی نگفتم ، ولی وقتی این رفتارو دیدم مطمئن شدم با این اخلاقش اینکه بخوان همه ادا دربیارن و اینا من نمیتونم تحملشون کنم هر روز خدا باید فکر کنم که دوباره چیکار کردم که بدشون اومده

هیچی دیگه منم به خانوادم گفتم با این اخلاقی که داره من با این ادم همسفر نمیشم چون ارامش خودم برام مهمتره

حالا همه انگشت اتهامو گرفتن رو من و هی سرم داد زدن که باید بیای و اینا منم گفتم من نمیام ارامش خودم برام مهمتره

انقد حرص خوردم سر این مسئله الکی که دو روزه سرم درد میکنه همش دارم گریه میکنم

نمیفهمم چرا خانوادم برای یه بار تو عمرشون هم که شده پشت من نیستن

به نظرتون کار درستیه که نرم یا برم؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

لباس دانشگاه

yekta737 | 14 ساعت پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز