بیش از اندازه اعتقاد دارم
امسال عید ،یهو از ارتباط خوب مادرم و شوهرم به جاریم گفتم
جاریم گفت عههههههه نه بابا
۱۲ساعت از حرفم نگذشت یک دعوایی سر هر پوچ بینشون به وجود اومد که هنوزم دلیل نداره
یا سیزده امسال خیلی خوش گذراندیم زدیم رقصیدیم جاریم بود اون نمیومد یهو با اون خونواده که من خوش میگذروندم بک دعوا در حد جنگ شد (فامیلی رفته بودیم عمه های حامد با ما و خونواده شوهرم و جاریم )