2789
عنوان

داستان داییم

467 بازدید | 12 پست

تاپیک قبلی ترکید. لطفا ادبو رعایت کنید که الکی پاک نشه.

داستان اینکه خانواده داییم و مادربزرگم پایتخت زندگی میکنن. و حالا مادربزرگ و بابابزرگم بالاخره سالمندن و اینا گفتیم خوب نیست حالا تنها باشن کلی زنگ زدیم خواهش و تمنا که بیان شهرمون. دیروز بالاخره قبول کردن و اومدن خونمون. بعدش داییم اینا هم بدون هیچ خبری اومدن خونمون. و هیچی هم با خودشون نیاوردن. بعدش عید تا عید خونه ما نمیومدن درحدی که الان اومدن داخل شهرمون بعدش زنگ زدن و ادرسمونو پرسیدن!

منم الان سرکارم و شی میرم خونه. میخواستم بدونم نظرتون بعد امشب یا چند شب که موندن بهشون بروز بدم؟ اخه بالاخره این شرایط که برای یکی دو روز نیست شاید یکماه یا بیشتر طول بکشه. اونام ده تای ما بخورن. اصلا رعایت نمیکنن.

نمیدونم شرایط سختیه

ولی زشته بهشون بگی خب

از ی طرفمباید خودشون بلاخره یه مقدار هرینه خورد و خوراکشون بدن یا ن

میدونی چی خیلی حال میده😜 از این لواشکای سیاه هست😍که خیلی ترشه😋وقتی میخوری کل سیستم صورتت مچاله میشه🤑اینارو بگیری روشون یه عالم رب انار بریزی😋بعد روش نمک بپاشی🤪طوری که دونه های سفید نمک معلوم باشه بعد لوله اش کنی،بزاری کنار لپت اروم اروم اب بشه🤪مزه اش بره تو دهنت بعد با دستت یه گوجه سبز ترش نمک خورده رو برداری یواش یواش گاز بزنی...خب دیگه آب دهنتو قورت بده تموم شد🤣

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب مگه خودتون دعوت نکردین

آره خب میدونم دعوت کردیم بیان اینجا. ولی خودشون نباید بفهمن که ما برای اسکان دعوت کردیم؟ حداقل باید درک میکردن. بالاخره چهار پنج تا ادمن یکماه یا بیشتر حداقل تا اخره عیدو هستن. هزینشونم ما تمام و کمال ما باید بدیم؟

آره خب میدونم دعوت کردیم بیان اینجا. ولی خودشون نباید بفهمن که ما برای اسکان دعوت کردیم؟ حداقل باید ...

ن خب حق داری خودشون باید متوجه باشن

زندگی ساختنی است،ن ماندنی...بمان برای ساختن،نساز برای ماندن...خودم رگ ب رگ شدم🥴ولی شما فعلا ی پند بگیرید تابعد🤧

تو اون یکی تاپیکت گفتی ب داییم اینا زنگ زدیم تعارف کردیم اومدن الان میگی بدون خبر اومدن!!!

من مشکلی با اومدنشون ندارم. اره یک هفته پیش دعوت کردیم. اونموقع هم گفتن خونه شما نمیاییم خونه برادر زنش میره. کاری به اونشم نداریم.

من مشکلی با اومدنشون ندارم. اره یک هفته پیش دعوت کردیم. اونموقع هم گفتن خونه شما نمیاییم خونه برادر ...

مطمئن باش بخان مدت طولانی بمونن خودشون میخرن اگ بعد چن روز دیدی دست تو جیبشون نمیکنن ب روشون بیار بلاخره الان گرونیه نمیشه تو این اوضاع خرج دیگرانم بدی

چقدر عجولی بزار چند روز بگذره،بلخره چند روز مهمون شمان بعدش اگه طولانی شد بزرگتر شما باید نظرشو بگه نه شما.احتمالا هم خونه برادر زن دایتت هم میرن.بنظرم شما خیلی خودتو. درگیر این مسائل نکن بزرگتر کوچیکتری گفتن

صبر کن شاید خورد و خوراک اوردن

از مامانم پیام دادم پرسیدم. فقط لباس با خودشون اوردن و اسباب بازی بچها. بچهاش دبستانی ان ولی وحشتناک بی ادب و بیش فعال. داییم و زنشونم هیچوقت عین خیالشون نیست. پارسال بچهاش میز شیشه ای داشتیم شکوندن و انگار نه انگار فقط برای چند ثانیه داییم یه داد سرش زد همین.. یعنی تحمل کردنشون هم صبر میخواد چه برسه باقی چیزا اونم توی این شرایط.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز