۶ سال پیش بابام دلش خواست تا قبل از مرگش خودش خونشو بین بچه هاش تقسیم کنه
یهو مامانم وارد عمل شد گفت خونه رو به نام من بزن اینا بچه هستن بعدا بهشون میدم حقشونو
بعدشم طلاق گرفت و
زد زیرش میگه مال خودمه به هیچکسم نمیدم،
بعد از ۶ سال دوباره تلاش کردم بهش گفتم حق منو بهم بده گفت لیاقتت یه تیکه عنه اگر میخوای بت بدم
عاق والدینت میکنم چرا از من ارث میخوای
بخدا قلبم از شدت این غصه ها درد میکنه
شما بگید چیکار کنم