2777
2789
عنوان

🕊️🦋

84 بازدید | 0 پست

بوی عطری می رسد از دور ، می گویم تویی

قاصدک می رقصد و پرشور ، می گویم تویی



یک نسیمی می وزد بر گونه های خیس من

می رود تا پرده های تور ، می گویـم تـویـی



بغض های کهنه را سرمی کشم من بیت بیت

بوسه ها می گیرم از انگور ، می گـویـم تـویی



بـاد مـی افـتـد بـه گـنـدم زار می لــرزد دلــم

چون پریشان گیـسوان بور می گـویـم تـویـی



نیمه شب ها می کـنم آغــوش روی مــاه بـاز

می شود سر تا به پایش نور ، می گویـم تـویـی



شـعـر می خـوانـم بـرای بـاغ سـبـز خـانـه ام

شاخه شاخه می شود مسرور ، می گویم تویی



این غزل می ماند و شب های مـهتابی و من

شـور می ریــزم در ایـن سنتـور می گویم تویی

هیچ کس از عشق سوغاتی ب جز دوری ندید ......................هر چقدر یعقوب تنها شدزلیخا بیشتر.... ..........بربخار پنجره یک شب نوشتی عاشقم.... ............. .«.خون» شد انگشتم برآجر حک کنم مابیشتر☘️❤️☘️

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792