من اصلا نه اهل نمازم نه روزه
نه با حجابم نه از اونا که مدام اسم ائمه رو زبونش باشه.
اما بارها دیدم چجور دستمو گرفتن.
از وقتی باردار شدم ناخواسته حالم خیلی بده خیلی بد اخلاق شدم.
چند شبه پسرم گریه میکنه جیغ میزنه منم گریه میکنم بارها ب خودکشی فکر کردم.
دیشب یهو ب دلم افتاد از امام زمان و حضرت فاطمه خواستم کمکم کنن فقط گفتم بچم امشب تا صبح بخوابه شیر نخوره.
دارم از شیر میگیرمش خیلی بچه بی قراره.
دیشب تا اینوگفتم چندتا صلوات فرستادم
چند دقیقه بچه خوابید تا صبح اصلا شیر نخواست.
یهو امروز مامانم زنگ زد اومد بردش بیرون.
ماه اول بارداریمم حالم بشدت بد بود زیر سرم بودم ب بچم نمیرسیدم. بازم بهشون رو اورده بودم خواعش کردم برام دعا کنن.
در کمال نباوری تمام اون حال بدیا رفته
انگار باردار نیستم فقط خواب الودم کسل.
نشستم گریه میکنم میگم من که رو سیاهم ایندهمه غیبت نماز نخوندم دوری کردم از خدا اما
دوباره دستمو گرفتن
کمتر از چند ساعت مثل معجزه😭❤انقد ذوقشون افتاده تو دلم فقط دارهم اشک میریزم انگار کنارک نشسته و بهم دلداری میدع