خسته شدم از این زندگی
من رشتم کامیپوتره چهار ترم دیگع درسم تموم میشه لیسانس میگیرم
میرم یه مغازع ماهی پنج تومن حقوقمه ک خیلی کمه
رفتم ناخن کاری یاد گرفتم اما من فوبیای خون دارم خون ببینم از حال میرم با استرس کار کردم ولی به دردم نمیخوره دستام میلرزه از ترس
حالا میخاستم پولامو جمع کنم وسایل ناخن کاری مثل لاک اینا بگیرم ولی خانوادم گفتن نه ب دردت نمیخوره برو شینیون کار شو حدودا 25میلیونه امروز صبح مامانم میگه نه نمیخاد بری درست بخونو و....چون خودش نخونده میگع تا فوق لیسانسو دکترا بخون ولی من نمیخام من نمیخام چیزی کندارن به زور ب من تحمیل کنن هرکار دختر خالمو دختر دایی مامانم انجام بدن منم باید انجام بدم خواستم بینیم عمل کنم پرید رفت اون عمل کرد
خواستم رانندگی یاد بگیرن گواهینامه گرفتم سریع ماشین فروختن خسته شدم دانشگاهی ک دوس نداشتم فرستادنم دیگه حالم از همه چی بهم میخوره😭😭😭همش آرزوهای اون باید برآورده بشه بخدا انگار ن انگار من بچشم حسودیش میشه 😭😭