بچها من ۲ماهیه یه پسری هست دیوانه وار عاشقم شده منم عاشقش شدم الان اومده خواستگاریم کارش اوکیه ماشین داره خونه با خانوادشه خانوادشم اصلا فقط مامانش هست باباش کارش تو دریاست
خلاصه اومد خواستگاریم مهریه سنگین گذشتن پسره قبول کرد به هر سازی که شما بگین رقصید الان خانوادم هر روز یه بهونه درمیارن که کنسلش کن یه بار میگن روزی ازت خسته میشه روزی ولت میکنه هرچند خواستن خرابش کنن دوباره این رابطه درست شد خانواده ی منم ادمایین که کلا براشون مهم نیستم ن آزادی دارم نه خرجی نه چیزی نمیدونم چکار کنم