2777
2789
عنوان

جاریم رو مخمه

112 بازدید | 7 پست

خونه مادرشوهرم بودیم شوهرم یه پرتقال واسم پوست کند گذاشت تو بشقابم بعد هی میگفت بخور بخور منم میگفتم باشه میخورم حالا

بعد جاریم قیافشو یه حالت چندشی جمع کرد گفت: وایییی چه لوس، برادرشوهرم ( شوهر خودش نه) گفت زن داداش اخ و پیف نداره تازه عروس دومادن دیگه

گفت والا ما هم تازه عروس دوماد بودیم این کارهارو نمی کردیم شوهرش بهش گفت : حالا عزیزم الان وقت این حرفا نیست گفت باشه عزیزم من که چیزی نگفتمخیلی رو مخمه دلم میخواد بزنم نصفش کنم از وسط زنیکه حسود

ʟɪᴠᴇ ʙʏ ʏᴏᴜʀ ᴏᴡɴ ʟᴀᴡ

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

احتمالا واسه اون هم متقابل هست

ولی طبیعیه اکثر جاری ها حوصله هم رو ندارن و این هم بنظر من باز به مادرشوهره مربوط میشه

مادر شوهری دیدم که تک به تک پشت عروسا با حرفاش کاری میکرد حس حسادتشونو نسبت به هم زیاد کنه پیش یکی از عروس ها شنیدم میگفت آره فلانی ( جاریش) فلان قدر حقوق میگیرن فلان کارو میکنه ، بهش زنگ زدم کلی حرف زدیم ، هیچی نشده یجور مامان بابا صدا میکنه که نگو

خلاصه بااین حرف ها نسبت به هم دیگه حساس شون میکرد

آدم پستیه کلا

حالا بگذریم 😅 کلا منظورم این بود تو این بازی ها باید سعی کرد نیفتاد

صبور باش اتفاقات خوب نیاز به زمان دارند 💫✨
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز